تو بهترینی....
شیرین عسلممممم.... تو بهترین و زیباترین خلقت خداوندی،هر روز که میگذره ،وابستگی من و بابایی به تو بیشترو بیشتر میشه .هر روز که بزرگتر میشی ،فهمیده و دانا تر میشی،شیرین کاریات منو و بابایی را شیفته خودش می کنه،تو یه کلمه بگم ،که تو بهترین سرگرمی و دلخوشی خونه ما هستی .تا زمانی که تو در کنار ما نبودی ،هیچ احساسی برای نبود فرزند نداشتیم ،اما از روزی که پا به خونه ما گذاشتی مهر و محبت از درو دیوار خونه لبریز شده،عشق ...
نویسنده :
مامان سمیه
2:10
عید بر عاشقان شیفته دل مبارک
ای تو جان نوبهاران،خوش رسیدی ،خوش رسیدی ای تو شور آبشاران،خوش رسیدی،خوش رسیدی آمدی چون ماه تازه،تیغ بر کف،خنده بر لب آمدی ای عید قربان،خوش رسیدی،خوش رسیدی سلام دوستای عزیزم عید را بهانه می کنم تا به همه کسانی که دوستشان دارم ،سلامی بکنم . نام و یاد شما در اندیشه من، و مهرتان در قلب من است. پیشاپیش عید بر شما و خانواده عزیزم مبارککککککککککک. &...
نویسنده :
مامان سمیه
16:23
رویای شیرین کودکم...
خواب دیدم... در شهری بودم که هیچ گناهی در آن نبود. در زمینی بودم،پاک،پر از علاقه،پر از صفا و صمیمیت،پر از دوستی و درستی و راستی. و در یک کلام،زندگی به معنای واقعی. تمام بزرگترهای شهر،با همان صفای همیشگی در کنار کودکان بودند،و آنها را عاشق...
نویسنده :
مامان سمیه
1:07
بدون شرح...
اگه دوست داری این عکسارو ببینی... بدو بیا دنبالم... &nb...
نویسنده :
مامان سمیه
23:15
پسری مثل ماه
زندگی اوج رسیدن به فردایی است که تو به آن امید داری تو تمام شیرینی و شادی ما...
نویسنده :
مامان سمیه
2:29
ردپایی از دلتنگی...
بهار ثانیه ها می گذرد،عشق فریاد می زند،کودک من آرام آرام بزرگ می شود . کنجد کوچولوی قصه ما بزرگ میشود و ما غافل از گذر عمر. کنجد کوچک ما کلمه ها را با تلفظ و شکل و ساخته خودش بیان می کند ومن و همسری را شاد و ذوق زده می کند.خودش زودتر از ما خوشحال می شود و با دستان پر مهرش خودش را تشویق می کند.اینجاست که در فکر فرو می روم ، چقدر زود می گذرد ،لحظه های زیبا.... با خودم می گویم حتما روزی هم خواهد آمد،که یادم نخواهد آمد که فرزند کوچک من به غذا،هام می گفت.به هواپیما...ابافیما میگفت...............درست مثل روزهایی که چ...
نویسنده :
مامان سمیه
17:34








