جیگر بابایی در حمام
جیگر بابایی در حمام:
وروجک مامان ...
امروز اولین روزیه که مامان سمیه تو رو میبره حمام،یه حموم بیاد موندنی .حتما الان می پرسی مامان جون یعنی یک سال تو منو حموم نبردی .آره عزیزم در جوابت باید بگم توی این یک سال یا مامان جون تو رو حموم برده یا بابا امیر زحمتشو کشیده.من باید اعتراف کنم که خیلی می ترسیدم از اینکه یه وقتی خدای نکرده زبونم لال از دستم رها بشی و بیفتی .
الان که این عکسو ازت می ندازم درست 12 ماهته.شیطنت زیادی می کنی .آخه مامانی تو عاشق آبی وقتی اب را می بینی انقدر ذوق می کنی که همه چی از یادت میره. صداهای مختلفی از خودت در میاری که من عاشق اون صداها هستم.مثلا میگی بوبو،اده اده اده ،مو مو ،بیوبیو ....منم با صدای بچه گونه برات می خونم .شالاب شولوب شالاب شولوب یه بچه تمیزم،موهامو خوب میشورم........![]()
خلاصه مامانی اون روز ،روز خیلی خوب و بیاد موندنی بود که هیچوقت فراموشش نمی کنم تو بازی می کردی و من برات می خوندم.
وقتی می خواستم از حموم بیرون بیارمت گریه کردی و دوست داشتی دوباره آب بازی کنی ولی دیگه نمی تونستم بیشتر از این تو حموم نگهت دارم چون می تر سیدم کنترلت را از دست بدم.
شب وقتی بابا امیر از سر کار برگشت اتفاقهای امروز را براش تعریف کردم بابا جون خیلی خوشحال شدو یه ماچ آبدار از گونه هات نصیبش شد.
وروجک مامان امیدوارم به زلالی همین آب همیشه پاک و زلال باشی.

عاشق خنده هاتم عسل مامان

![]()


جیگر بابایی در حمام
